×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more

gegli

ریشه:زندگی در مریخ2027

× در جهان فرمان کوروش اولین منشور بود سر به تعظیمش، سراسر بابل و آشور بود سینه اسپارت را تا قلب یونان چاک کرد پشت بخت النصر راسائیده و بر خاک کرد ما از اسلاف همان خونیم و از آن ریشه ایم پاسدار نام پاک پارس تا همیشه ایم
×

آدرس وبلاگ من

risheh.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/ramtin_t

لیست دوستان

ریشه:زندگینامه کورش4-2

با درود به شما دوستان نیک اندیش

زندگینامه کوروش کبیر  فصل2

قسمت 4

نبرد سارد

آهنگ کوروش بزرگ با صدای دانیال دادور  دکلمه استاد جمشید مشایخی


شهر سارد از هر طرف دیوار داشت بجز ناحیه ای که به کوه بلندی بر می خورد و
به خاطر ارتفاع زیاد و شیب بسیار تند آن لازم ندیده بودند که در آن محل
استحکاماتی بنا کنند. پس از چهارده روز محاصره ی نافرجام کوروش اعلام کرد
به هر کس که بتوانند راه نفوذی به درون شهر بیابد پاداش بسیار بزرگی خواهد
داد. بر اثر این وعده بسیاری از سپاهیان در صدد یافتن رخنه ای در استحکامات
شهر برآمدند تا آنکه روزی یک نفر پارسی به نام ? هی رویاس   دید که کلاه
خود یک سرباز لیدیایی از بالای دیوار به پایین افتاد. او چست و چالاک پایین
آمد ، کلاهش را برداشت و از همان راهی که آمده بود بازگشت.   هی رویاس 
دیگران را در جریان این اکتشاف قرار داد و پس از بررسی محل ، گروه کوچکی از
سپاهیان کوروش به همراه وی از آن مسیر بالا رفته و داخل شهر شدند و پس از
مدتی دروازه های شهر را بروی همرزمان خود گشودند


در مورد آنچه پس از ورود پارسیان به داخل شهر سارد روی داد نمی توانیم به
درستی و با اطمینان سخن بگوییم ؛ اگر چه در این مورد نیز هر یک از مورخان 
روایتی نقل کرده اند ولی متاسفانه هیچ کدام از این روایات قابل اعتماد
نیستند. حتی هرودوت که نوشته های او معمولاَ بیش از سایرین به واقعیت نزدیک
است ، آنچه در این مورد خاص می گوید ، حقیقی به نظر نمی رسد. ابتدا روایت
گزنفون را می آوریم و سپس به سراغ هرودوت خواهیم رفت 


? وقتی کرزوس را به حضور فاتح آوردند سر به تعظیم فرود آورد و به او گفت 
من ، ای ارباب ، به تو سلام می کنم ، زیرا بخت و اقبال از این پس عنوان
اربابی را به تو بخشیده است و مرا مجبور ساخته است که آنرا به تو واگذارم.
کوروش گفت : من هم به تو سلام می کنم ، چون تو مردی هستی به خوبی خودم و
سپس به گفته افزود : آیا حاضری به من توصیه ای بکنی   من می دانم که
سربازانم خستگیها و خطرهای بیشماری را متحمل شده و در این فکرند که عنی
ترین شهر آسیا پس از بابل یعنی سارد را به تصرف خود درآورند


بدین جهت من درست و عادلانه می دانم که ایشان اجر زحمات خود را بگیرند چون
می دانم که اگر ثمره ای از آن همه رنج و زحمت خود نبرند من مدت زیادی
نخواهم توانست ایشان را به زیر فرمان خود داشته باشم. در عین حال ، این کار
را هم نمی توانم بکنم که به ایشان اجازه دهم شهر را غارت کنند. کرزوس پاسخ
داد : بسیار خوب ، پس بگذار بگویم اکنون که از تو قول گرفتم که نخواهی
گذاشت سربازانت شهر را غارت کنند و زنان و کودکان ما را نخواهی ربود ، من
هم در عوض به تو قول می دهم که لیدیایی ها هر چیز خوب و گرانبها و زیبایی
در شهر سارد باشد بیاورند و به طیب خاطر به تو تقدیم کنند


تو اگر شهر سارد را دست نخورده و سالم باقی بگذاری سال دیگر دوباره شهر را
مملو از چیزهای خوب و گرانبها خواهی یافت. برعکس ، اگر شهر را به باد نهب و
غارت بگیری همه چیز حتی صنایعی را که می گویند منبع نعمت و رفاه مردم است
از بین خواهی برد. گنجهای مرا بگیر ولی بگذار که نگهبانانت آن را از دست
عاملان من بگیرند. من بیش از حد از خدایان سلب اعتماد کرده ام . البته نمی
خواهم بگویم که ایشان مرا فریب داده اند ولی هیچ بهره ای از قول ایشان
نبرده ام. بر سردر معبد دلف نوشته شده است


?
تو خودت خودت را بشناس!? باری ، من پیش از خودم همواره تصور می کردم که
خدایان همیشه باید نسبت به من نظر مساعد داشته باشند. ادم ممکن است که
دیگران را بشناسد و هم نشناسد ، و لیکن کسی نیست که خودش را نشناسد. من به
سبب ثروتهای سرشاری که داشتم و به پیروی از حرفهای کسانی که از من می
خواستند در رأس ایشان قرار بگیرم و نیز تحت تاثیر چاپلوسیهای کسانی که به
من می گفتند اگر دلم را راضی کنم و فرماندهی بر ایشان را بپذیرم همه از من
اطاعت خواهند کرد و من بزرگترین موجود بشری خواهم بود ضایع شدم و از این
حرفها باد کردم و به تصور اینکه شایستگی آن را دارم که بالاتر از همه باشم ،
فرماندهی و پیشوایی جنگ را پذیرفتم ولیکن اکنون معلوم می شود که من خودم
را نمی شناختم و بیخود به خود می بالیدم که می توانم فاتحانه جنگ با تو را
رهبری کنم ، تویی که محبوب خدایانی و به خط مستقیم نسب به پادشاهان می
رسانی. امروز حیات من و سرنوشت من تنها به تو بستگی دارد


سپاس از اینکه وقت گذاشتید دوستان

ادامه 24 ساعت پس از نگارش

مانا باشید

سه شنبه 8 بهمن 1392 - 11:37:35 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم
نظر ها

http://parastou.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 9 بهمن 1392   6:30:50 PM

درود بر شما

پایدار باشید

 

http://parastou.gegli.com

ارسال پيام

چهارشنبه 9 بهمن 1392   6:30:26 PM

آخرین مطالب


زندگی در مریخ2027


ریشه:انتخاب


ریشه:مسمومیت دارویی


ریشه:زنگ خطر


ریشه:استر افسانه یا واقعیت؟


ریشه:خرم یا استر؟


ریشه:بنیانگذاز جنگهای پارتیزانی


ریشه:زالو درمانی


ریشه:شیزوفرنی


ریشه:عشق باور نکردنی در قبر


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

280279 بازدید

53 بازدید امروز

29 بازدید دیروز

351 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2022 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem