×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more

gegli

ریشه:زندگی در مریخ2027

× در جهان فرمان کوروش اولین منشور بود سر به تعظیمش، سراسر بابل و آشور بود سینه اسپارت را تا قلب یونان چاک کرد پشت بخت النصر راسائیده و بر خاک کرد ما از اسلاف همان خونیم و از آن ریشه ایم پاسدار نام پاک پارس تا همیشه ایم
×

آدرس وبلاگ من

risheh.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/ramtin_t

لیست دوستان

یواشکی

درود به همه شما خوبان

نسل ما نسلي بود كه هرگز گرماي وجود معشوق رو حس نكرد
نسلي كه يواشكي بوسيد
يواشكي نوشيد
يواشكي خنديد
يواشكي گريه كرد
يواشكي فكر كرد
يواشكي اعتراض كرد
يواشكي ارزو كرد
يواشكي درد و دل كرد
يواشكي انتخاب كرد
و يواشكي عاشق شد
پس بسلامتي يواشكي كه اگه نبود اين نسل منقرض ميشد

چندروز پیش دلم پرسید؛نمیخوای شروع کنی به دوست داشتن کــَسی؟
خندیدمو بهش گفتم؛یادته آخرین بار که یه نفرو دوست داشتی چه بلایی سرت اومد؟
دیدم ساکت شدو هیچی نگفت،فکر کنم یاد زخمش افتادو تصمیم گرفت دیگه سراغ دوست داشتن نره

ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا؟
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟

جای "بنشین" و "بفرما", "بتمرگی" گفتند
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟

تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟

دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟

چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا

هیـــــچوقت کســی رو پــس نــزن کــه
دوســـتت داره .. مراقــــــبته
و نگرانــــــــــــتــه
چـــون یــک روز
بیــدار میشـــی و میبینــی
مـــــــــاه رو از دســــت دادی

وقتــی که داشــتی ســـــــتاره ها رو میشـــمردی

متــــــــاسفم


نه برای تو که دروغ برایــــت خـــود زندگیست


نه برای خودم که دروغ تنهـــا خط قرمز زندگیـــستــــ بـــرایم


متاسفم که چرا مزه ے عشـــــــق را


از دستـــــــــ تــــــو چشیــــدم


تا همیشه در شکـــــــــــ دروغ بودنش بمـــانم


گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم!

دیگه دوستت ندارم

وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری

مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست

اما �. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی

همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم

امشب دلم گرفته است

می خواهم از گرفته های دلم برایت

بگویم

از ابرهای تیره ای که با نسیم خیانت به آسمان دلم

آوردی

می خواهم گریه کنم اما نمی توانم

می

خواهم تو را به یاد بیاورم

و با نگاه چشمان تو تا به صبح مژه بر هم

نزنم

اما افسوس � گذشت دقایق چهره ات را از یاد من برده

اند 

می خواهم اولین ساعتی که نگاهم کردی رو

به یاد بیاورم � اما افسوس

آخرین نگاه تلخ و سرد تو

نمی گذارد

می خواهم اولین دقایق با تو بودن

را

به یاد بیاورم � اما افسوس

می خواهم از

گرفته های دلم برایت بگویم

اما نه! دلم نمی آید